- تاریخ: 1401/10/19 ساعت: 17:30
از غمت خوابم نمی آید که غرق خواهشمآه از دست دلم، هر چه مصیبت می کشمغم ز یادم برده ام، من را نبرده غم ز یادنه دلم پس می کشد پا، نه من اهل سازشمکاش میشد در بیارم از دلم یاد تو راوقت خواب، آسوده بگذارم کنار بالشم قطع کردی بازوانم را ولی بخشیدمتنه نخواه از من دگر باره به آغوشت کشم#عقیل_پورجمالی سه شنبه ...
تک بیتی یلدا - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:10
چلّه را جشن گرفتیم و نمی دانستیمتازه این اوّلِ بی رحمیِ یخبندان است#عقیل_پورجمالی @mini_boos
آه ای معشوقه ی ما و از آن دیگری - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:10
آه! ای بررسی از مرجع معشوقه طبق کپی رایت ی ما و از آنِ بررسی از مرجع دیگری طبق کپی رایت !دفن کردی روح من را در نگاه آخری نیستی، دارم کنار خود خیالت می کنمنیستی، امّا هنوز از عاشقت دل می بری! نیستی، از رونق افتاده غزل، این روز هاشکلِ گورستان شده این شهر از
فحش،درگیری،جدال/فقر،فحشا،ابتذال - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:10
#فحش، #درگیری، #جدال#فقر، #فحشا، #ابتذال#بغض های بی شرفرنج دنیای رئال کودکانِ ژنده پوشدخترانِ #تن_فروشعابرانِ چشم و گوشعابرانِ کور ، لال سال های بی بهاردوره ی حرف و شعاربازی یِ ارز و دلارکاهشِ نرخِ ری
نکند پشت دری - تاریخ: 1396/8/18 ساعت: 0:21
مینی_بووس:می پرد چشمم باز/ تو همین دور و بری!بوی گل پیچیده/ نکند پشتِ دری؟! تو کجایی الآن؟/ حال و روزت خوب است؟نگرانم گلِ من / آه از این بی خبری!! آه ای عشقِ عزیز!آه ای نرگسِ مست!چقدر دوری که / نه سری، نه! گذری چقدَر باید آه.../ چقدَر باید درد...بینِ
سیگار و چای و بغض و صبحانه - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:56
سیگار و چای و بغض و صبحانهتنهایی و یخچال و آشپزخانهبی بدرقه، بی عشق، بی بوسهبیرون زدن، با درد....از خانه گُه_غصّه ها را زیر و رو کردندرد و دلت را با پتو کردنمرگِ خودت را آرزو کردنسر درد و حسرت های روزانه یک مرد بی انگیزه ی مردهدلمرده و غمگین و افسردهزخم از رفیق و زندگی خوردهبا آرزو، با عشق....بیگانه...
جهان به ابلهان رسید - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:56
گذشت و شیر پیر شد/ جهان به ابلهان رسیدخر از وفای گاوها / به آب و نام و نان رسید خران عزیز و خان شدند/ رییس دیگران شدندسگان زبان به کام و رام / به چند استخوان شدند هزاار تُف به دوره ای / که شیر بنده ی خر استکه در صدای گاو هم / در اینزمانه عرعر است #عقیل_پورجمالی@mini_boos
روزگاری، روزگاری داشتیم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:56
روزگاری، روزگاری دااشتیمبیشه ای، باغی، بهاری دااشتیم آه از آن باد و خزانِ لعنتی!!!!شااخساری، برگ و باری دااشتیم قدّ مان به آسمان نزدیـــک بودکووه بودیم و وقاری دااشتیم ما سیاهی لشکرانِ عالمیمشیــــر بودیم اقتداری دااشتیم زخــــمْ ها مان تا سرِ آرنج بوددووستانِ بی شماری دااشتیم بی خبر بودیم و توی... ...
من کیم؟ دشت بدون حاصلی در رودبار - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:56
من کیم؟ دشتِ بدونِ حاصلی در «روودبار»زندگی، ارباب و من یک کاارگر، یک «نیمه کار» سووختم، افتاده سیگاری سرِ «سیفالیَم»بااد می آید، دلم می سوزد و... من بیقرار مثل «وافوری» شکسته، مثل نخلی بی ثمرمثل دامادِ بدهکاری که بی بَذل و «بجار» من «خیاری» خااک بر سر در رکودِ «اَلْغدیر»من «کُناری» در زمستان، پرتقال...
دوره گردیم و در این دوران محبت می خریم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:56
دوره گردیم و در این دوران #محبّت میخریم#مهربانی #معرفت #کهنه_رفاقت می خریم ما به #دل_پاکانِ عالم جای دل، جان می دهیمآآی نازِ#نازنینان را به #قیمت می خریم از #رفیقان روی #قلبِ خود #جراحت می خریم#عمرِ خود را می فروشیم و #خسارت می خریم قلوه سنگِ بی عیارِ دیگران #الماسِ ماستما که در بازارِ صد رنگی #صداق...
امرووز هوایت به غزل هاام رسیده - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 22:56
:امرووز هوایت به غزل هاام رسیدهباد از طرفِ مشرقِ گیسووت وزیده آخر به چه جرمی، چه گناهی چشمانتمن را به صلیب کج ابرووت کشیده کمتر به لبت جلوه بده آخه خوش انصاف!انگور و شکر؟؟ مسقطی و قند؟؟ که دیده؟ ما را همه از خااک خدا خلق نمود وآن جسمِ تو را از غزل و شعر و قصیده با خلقتِ افسانه ی روی تو خداونداز بقّی...
دل داده ام از کینه دلم را بتکانی - تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 3:39
دل داده ام از کینــــــه دلـــــم را بتکانـــــی!تا رختِ دل از غصّــــــه بشـــوری، بچلانــی! سر خورده ام از دهر...از این دوره ی نامـردسخت است در این فاجعه ها مرد بمانـــــی تنهــا سببِ شاعـــــریَم آخ! 2 چیـــز است:لبهــــای اناری وُ دو تا چشــــــمِ روانـــــــی یک پچ پچی افتاده میانِ دل و چشمماین...
کاش بودم مثل بعضیها (هویج) - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 19:43
رووزهایی پر تلاطم، هفته هایی وصله دارتکه تکه، دانه دانه، خون جگر تر از انار بیقرارم، کااش بودم مثل بعضی ها (هویج)فارغ از هر درد و رنجی، بی خیال و بی بخار بس که خندیدم به روی غصه ها و درد هاذرّه ای جدّی نمی گیرد غمم را روزگار «هست» هایم «بود» شد، هستی یم نابوود شدبااختم من... بااختم... 33 سالِ ...آزگ...
جمعه آمد که به صد خاطره دامان بزند - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 12:36
مینی_بوس:مینی_بوس:جمعه آمد که به صد خاطره دامان بزندتا که زخمی به دلِ خسته ی بیجان بزند آه از این دوره ی پر غصّه ی بی سنگِ صبورمرد باید غمِ خود را دمِ قلیان بزند توی این مردمِ کاسب پیِ فرهاد نگرد!جوش شیرین را اینجا، نه! مگر نان بزند روشنی نیست، وفا نیست، بگویید خدادرِ این زندگیِ مسخره سیمان بزند نتو...
این سکوت لعنتی دارد مرا کر می کند - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 12:36
این سکوتِ لعنتی، دارد مرا کر می کنددرد دارم در غزلهایم، که باور می کند؟ هر کسی را میکُند این زندگی ( خون به جگر)من یکی را زندگی یک جورِ دیگر میکند بختِ لاشی میکُند، دل میکُند، غم میکُندسوءِ تعبیری نباشد! ... گونه را تر میکند بگذریم از دردِ خود تا درد و آهِ خلق هستقافیه... هم از گرانی خاااک بر سر میک...

برچسب‌های مرتبط

دل داده ام بر باد | دل داده ام به یاری | دل داده ام بر باد roman | این سکوت لعنتی |